على غضنفرى
6
تفسير النبي (ص) (فارسى)
كتاب وحيانى در پرده ابهام قرار نگيرد . سالهاى پس از ارتحال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله خاصه در اواسط قرن دوم ، به واسطه ورود مكتبهاى كلامى و بيان ايدههاى مختلف از سوى برخى انديشمندان اسلامى ، تفسير قرآن ، شيوههاى ديگرى يافت . قرآنى كه تا قبل از اين زمان ، داراى تعداد اندكى آيات متشابه بود ، با ورود ديدگاههاى مختلف كه هريك به سود خود از كليات قرآنبهره مىجستند بر آيات متشابه آن افزوده شد و ميل به تفسير و تبيين اين دسته از آيات هر آن بيش و بيشتر مىشد و بر همين اساس مكتبهاى تفسيرى مختلفى شكل گرفت . برخى با همان شيوه متداول گذشته به تفسير قرآن مىپرداختند و تفسير آنها مشتمل بر اخبار و رواياتى بود كه از حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله و اوصياء او و يا اصحاب بر جستهاش اخذ كردهبودند ، عدهاى ديگر با عقل و قياس ، آيات قرآن را بررسى مىنمودند ، دستهاى محدود نيز قرآن را سراسر اشاره و رمز مىانگاشتند و سعى در بيان حقائق نا گفته آن داشتند و بعداً با پيشرفت علوم طبيعى ، دستهاى نيز در پى آن بودند كه مظاهر طبيعى را از دل آيات قرآن استخراج نمايند . هر چند اين مكتبهاى تفسيرى هر كدام به فراخور حال خود و در حصارى كه مكتبشان را محدود كردهبود ، به قرآن مىانديشيدند اما حاصل كار آنان به بررسى و تفحص بيشتر براى كشف حقائق ژرف از قرآن منجر شد ، به طورى كه امروزه صدها نمونه از اين دست تفاسير مختلف را در كتابخانههاى جهان اسلام مىبينيم . ولى با اين وصف ، هر كدام از منهج هاو روشهاى تفسيرى هر چند نقاط قوت درخشانى داشتند ، اما تهى از ضعف و حتى تبعات احياناً فاسد نبودند ، امروزه نقض و ابرامهاى مبانى تفسيرى ، كتابهاى بسيارى به خود اختصاص داده و واحدهاى متعددى از دروس مجامع علمى را اشغال نمودهاست .